اول باید تعریف روشنی و مورد تاییدی از زن داشت.معنی کلمه در فرهنگنامه انوری: 1.انسان ماده بالغ؛ مق. مرد.2.همسر مرد؛ زوجه؛مق.شوهر 3.انسان ماده اعم از کم سال یا بزرگ سال. 4.(توهین امیز )ترسو؛حقیر؛نامرد.
حالا معنی کلمه مرد چست؟ که بیشتر حد تعریف و توجیه زن بر این کلمه دلالت دارد.مرد:1.انسان مذکر بالغ؛مق.زن.2.انسان به طور اعم؛شخص.3.همسر زن؛زوج؛شوهر.4.دارای خصلت های عالی انسانی ؛جوانمرد.5.(گفتگو)ویژیگی شخص مذکری که توانای انجام عمل جنسی را داشته باشد.6.(گفتگو)دارای جرئت؛جسور.7.شجاع؛دلیر؛پهلوان؛مبارز.8.شایسته برای انجام دادن امری یا اتصاف به صفتی.
می توان دریافت تفاوت دو کلمه در معنی نشانگر ارجعت کدام بر دیگریست .حال از لغتنامه بیرون میایم کتابی که بدور از تعصب (؟!) به تعریف لغوی دو کلمه پرداخت است.زن یک انسان است که در قالب جنسیت همیشه مطرح بود نه در قالب انسانیش .در گفتار ترسو و....معنی می شود.بگذریم از این همه معانی.بحث بر سر زنانگیست همان حس لطیف که بوی گند جنسیت ان را به چاه متعفن فقط غریزه انداخت است.
من زنم و زنانگیم همیشه مورد بی احترامی قرار گرفته، نمیم از وجودم که در قالب جنسیت ، ماهیت وجودی ام را کامل می کند.
...
مرداد 1387