شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1387
دیروز

برخاستم مثل دیروز

به فرشته ساعت به دست نگاهی انداختم

مثل دیروز

کتابها دست نخورد

باریک نور ،گردهای شناور

رگهای سبز و بلند حیات

انگار دیروزست امروز

نه تکانی !

هیچ،

میل بارور کردن نیست

وشاید

امکانش.

 

مثل دیروز

فکر کردم باید بیدار شوم

اما وقتی بیدارم چطور بیدار شوم؟

خط، خطهای شکسته و درهم

من برای از دست دادن، هیچ ندارم

 مثل دیروز.