پنجشنبه 8 آذر ماه سال 1386
وقت اضافه ۲

یه جاهای در مسیر زندگیت به یه چاله  بر می خوری می تونی ازش بپری ،می تونی دورش بزنی ،می تونی پرش کنی ازش رد بشی ،اما حالتی به وجود میاد حسی نه شاید دچار خستگی می شی ،خستگی که رو به سوی کسالت دار، یک نواختی ،خستگی مزخرفی که کسلت کرده. بازدارنده نیست. نمی خوای ردش کنی ،نمی خوای بری و نمی خوای به عبارتی حرکت کنی. از پشت یه در بسته بودن خوشت نمیاد گیر یه چاله بودن خوشایند نیست اما تمام وجودت نمی خواد همین حالا حرکت کنی.