دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386
یه لحظه کوتاه
دست رو فقط بلند می کنیم ،نگاه رو فقط می چرخونیم دنبال یه اشنا برای... اما برای چه ؟در اضاءچه؟
کف دستاش خراش برداشته شیارها پر شد از خون و گل وقتی می خوای پاشی واسه ایستادن باید خودت رو آزار بدی اما اگر نایستی چه می کنی؟برای بودن باید بود همراه این ساعتها و....لبخند بزن نه تا بنا گوش خودت رو آزار نده یه لبخند کمرنگ،به آسمون نگاه کن هوا مساعد تو هم مساعد باش .
مرداد 1387