دوست دارم دوباره همون بچه ای بشم که تو ایوون وامی ستاد ، برم تو همون عالمی که هیچ کس نمی تونه بیاد توش . همه مون به یه جای کوچولو تو ایوون بچگیمون احتیاج داریم ، جای که دست کسی بهش نمی رسه ، انگار که مرده باشی.
نمی دونم نوشته بالا مال کدام کتاب است اما این روزها دلم آن جای کوچولو رو می خواد ..سرگردانم؟ نه، متحیر از خواسته هایشان ...دیروز شعری از سپهری خوندم در گلستانه نمی دونم چرا از این همه لطیف نگری به لحظه ها و یا ... یه دهن کجی کردم و نوشتم:
وچه دورم
که بیندیشم پشت ان کوهای بلند خودخواهی
بعد پیچهای تردید
همره من نشسته بر سنگ
خم شد در فکر
نه به درد که به من می اندیشد
باید احمق باشم.
مرداد 1387