دوشنبه 25 دی ماه سال 1385
تا 10بهمن

خسته ام و بی حوصله ..عجیب خسته ام ...دلم گرفته ، سخت هم گرفته....

چیزی درباره سازماندهی می دونید البته سازماندهی وزارت ارشاد ....یک هفته پیش فردان بهم گفت امدم مطلب ور خوندم . از این فشارها خستم از اینکه حالا در نوشتن هم باید به.....بی حوصله ام برای همین می نویسم نمی دونم چرا.............فقط هیچ دوست ندارم حقم رو ازم بگیرن ..همین چند خط نوشتن برای ............برای رهای یه دل گرفته .نمی خوام کاشی کدر رو هیچ جا ثبت کنم ..ان وقت دیگه کاشی کدر نیست.برای حمایت از گروه کبرا (حمایت از حقوق وبلاگ نویسان) با انکه سخته اما تا 10بهمن (3۰ژانویه) هیچ در کاشی کدر بنویسم. دعوت می کنم همه دوستان را به شرکت در فراخوان کبرا به ادرس زیر:

http://cobraweblog.blogspot.com

سه شنبه 19 دی ماه سال 1385
نمی فهمم چرا ....؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا این کار رو با خودشون می کنن؟برام سوال شده اول میگفتم زندگیشون هست می تونن هرکاری باهاش کنن اما وقتی انقدر داغون می شن که حتی دیگه ازمایشگاه هم ازشون خون نمی گیره؟چرا؟می دونن چه اتفاقی داره براشون می فته؟اخه ،لعنتی ببین اول چه بلای به سرت می اد بعد بزن توپ شو.چرا برای خلاصی برای رها ،سبک شدن ،نشاط ..بعد چی؟یکی گفت اون وقت یه جای بود برن توش خوش باشن اما حالا میشینن کنار هم از یه دود گرفتن شروع می شه تا می ره میره میشه همیشگی وخودشون هم نمی دونن که رسیدن به اینجا؟ هی میزان مصرف رو بالا می برن انقدر که ان مواد پاسخ گوی نشگیشون نیست ....چرا؟ زیاد انقدر زیاد که دیگه نمی شه گفت :یه اشتباهست. کاملا ارادی به نظر میاد به خواست خودشان اما چرا؟مسکن برای بیکاری ،برای جبران سر خوردگی شان از ..........نمی تونم درک کنم یکی خواست درباره کراک اطلاعاتی جمع کنه .حرفها مسولان ازمایشگاه که پوستشان .... وحتی مردشور خونه که دیگه حاضر نیستن جنازه رو بشورن که پوست وگوشتش ازش جدا می شه حالم داشت بهم می خورد. از خانمی که می خواست پسرش رو تحت تکلف کمیته امداد قرار بده . بیماریهای خونی که هی از این رگ به اون رگ انتقال داده می شه پس کو سرنگهای مجانی .....فقط نمی فهمم چرا با خودشون این کار رو میکنن؟

پنجشنبه 14 دی ماه سال 1385
بی ...

چه طعم تلخی

اسمان صافست تا بخواهی ،ستاره

سوز دی ماه

و گامهای تند

.............

   1      2      3      >>