من منعکس می شوم
در بازتاب نور خورشید دیروز
منعکس می شوم
در سایه تیره فردا
منعکس می شوم
در دره افکار پست.
انعکاس صدای زنگوله گوسفندان را
در کوه های بی قراری می شنوی.
قاصدک شناورست در
رودخانه باد بسوی خانه تردید می رود.
تمام انچه که در راه دیدم رو نوشتم .بعضی وقتا دلم می خواد داد بزنم که بس اما نمی تونم دیگه این تن خسته (نه شاید سر کوب شد بخاطر نادید گرفتن همه خواسته هاش) نای شکایت هم نداره ، دیگه مهم نیست.نمی گم که همه چیز بد وناخوشایند اما عجیب سر ناسازگاری داره با من یا نه! من سر ناسازگاری دارم.
چه حرف زد ان پیر مرد در کتاب دوئل چخوف:تو زندگی باید صبر وتحمل داشت. یعنی باید با هر چی که پیشامد هماهنگ شد؟
1 